21 بدنام ترین زنان تاریخ ایران+ قدرتمندترین زنان تاریخ ایران

21 بدنام ترین زنان تاریخ ایران+ قدرتمندترین زنان تاریخ ایران

folderتاریخی
commentsبدون دیدگاه

تلاقی قدرت و بدنامی در پهنه تاریخ ایران

تاریخ ایران زمین همواره شاهد حضور زنانی بوده است که با اراده‌ای پولادین و ذکاوتی خیره‌کننده، مسیر حوادث را تغییر داده‌اند. در این میان، مرز میان قدرت و بدنامی اغلب با تارهای نازک سیاست و قضاوت‌های تاریخی در هم تنیده شده است. برخی از این زنان با شجاعت در میدان‌های نبرد، نام خود را به عنوان اسطوره‌های پایداری ثبت کردند، در حالی که برخی دیگر در پیچ و خم‌های دسیسه‌های درباری، تصویری مخدوش و گاه سیاه از خود به یادگار گذاشتند.

شناخت این چهره‌ها نه تنها برای درک بهتر تاریخ اجتماعی ایران، بلکه برای تحلیل نقش جنسیت در ساختار قدرت ضروری است. در این مقاله، به بررسی عمیق زندگی ۲۱ زنی می‌پردازیم که تاریخ آن‌ها را با صفت «بدنام» به یاد می‌آورد و در کنار آن، قدرتمندترین شیرزنان پارسی را معرفی می‌کنیم که مایه فخر و مباهات این تمدن کهن هستند. این سفر در زمان، از اعماق دوران هخامنشی تا سال‌های پر تلاطم معاصر، پرده از حقایقی برمی‌دارد که شاید تاکنون کمتر شنیده باشید.

اما چرا برخی زنان قدرتمند در تاریخ ایران بدنام شدند؟ حقیقت این است که در بسیاری از موارد، بدنامی حاصل تقابل با ساختارهای مردسالارانه یا شکست در بازی‌های پیچیده قدرت بوده است. در ادامه، با تحلیل دقیق منابع معتبر، به بازخوانی پرونده این زنان می‌پردازیم تا تفاوت میان واقعیت تاریخی و افسانه‌های ساخته شده توسط رقبا را دریابیم.

بخش اول: ۲۱ بدنام‌ترین زنان تاریخ ایران

واژه «بدنام» در تاریخ اغلب به کسانی اطلاق شده است که یا با هنجارهای زمانه خود جنگیده‌اند و یا در مسیر رسیدن به قدرت، از هیچ تلاشی، حتی دسیسه و قتل، فروگذار نکرده‌اند. در اینجا فهرستی از ۲۱ زنی که در تاریخ ایران با این صفت شناخته می‌شوند را بررسی می‌کنیم.

۱. مهدعلیا (مادر ناصرالدین شاه)

او شاید قدرتمندترین و در عین حال جنجالی‌ترین زن دوران قاجار باشد. مهدعلیا با دسیسه‌چینی‌های فراوان، نقش اصلی را در عزل و قتل امیرکبیر، صدراعظم لایق ایران، ایفا کرد.

او زنی با نفوذ سیاسی بی‌پایان بود که در دوره ناصرالدین شاه جوان، عملاً بر کشور حکمرانی می‌کرد. اما قضاوت‌های تاریخی به دلیل فساد اخلاقی نسبت داده شده به او و دشمنی‌اش با اصلاحات، تصویری سیاه از وی ساخته است.

۲. اشرف پهلوی (خواهر محمدرضا شاه)

اشرف پهلوی به عنوان «پلنگ سیاه» دربار پهلوی شناخته می‌شد. او به دلیل دخالت‌های گسترده در امور سیاسی، اقتصادی و شایعات مربوط به قاچاق مواد مخدر، همواره مورد انتقاد شدید بود.

نفوذ او بر برادرش محمدرضا به قدری زیاد بود که بسیاری او را قدرت پشت پرده سلطنت می‌دانستند. بدنامی او بیشتر به دلیل سبک زندگی تجملاتی و رفتارهای جسورانه سیاسی‌اش در فضای سنتی ایران بود.

۳. ام‌خاقان (دختر امیرکبیر و مادر محمدعلی شاه)

ام‌خاقان (دختر امیرکبیر و مادر محمدعلی شاه)

او قربانی شایعات و جنگ‌های سیاسی میان مشروطه‌خواهان و مستبدین شد. ام‌خاقان متهم به فساد اخلاقی بود که این اتهامات بیشتر برای تخریب چهره پسرش، محمدعلی شاه، مطرح می‌شد.

اگرچه او دختر امیرکبیر بزرگ بود، اما تاریخ با او مهربان نبود. روایت‌های متناقض درباره زندگی شخصی‌اش، او را به یکی از زنان بدنام در ادبیات سیاسی دوران مشروطه تبدیل کرده است.

۴. پری بلنده (از چهره‌های بدنام شهر نو)

سکینه قاسمی معروف به پری بلنده، از زنان با نفوذ در محله بدنام «شهر نو» تهران در دوران پهلوی بود. او در کودتای ۲۸ مرداد نقش فعالی در سازماندهی اوباش علیه دولت مصدق داشت.

او نمادی از بهره‌برداری سیاسی از طبقات فرودست و بدنام جامعه بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷، او به دلیل جرایم متعدد و نقش مفسده‌انگیزش در جامعه اعدام شد.

۵. انیس‌الدوله (سوگلی ناصرالدین شاه)

اگرچه او زنی خیر و با نفوذ بود، اما به دلیل حسادت‌های درباری و نفوذ بیش از حد بر شاه، در میان بسیاری از شاهزادگان و رقبای سیاسی بدنام شد.

او تنها زنی بود که اجازه داشت در جلسات سیاسی شاه شرکت کند. بدنامی او بیشتر از جانب کسانی بود که نمی‌توانستند قدرت گرفتن یک زن از طبقه معمولی را در دربار تحمل کنند.

۶. پروشات (همسر داریوش دوم هخامنشی)

در تاریخ باستان، پروشات به عنوان زنی بی‌رحم و دسیسه‌چین شناخته می‌شود. او برای به قدرت رساندن پسرش کوروش کوچک، جنایات متعددی را در دربار مرتکب شد.

او با استفاده از سم و توطئه، بسیاری از رقبای خود را از میان برداشت. تاریخ‌نگاران یونانی او را نماد مکر و حیله‌گری زنانه در دربار هخامنشی توصیف کرده‌اند.

۷. توران‌دخت (دختر خسرو پرویز)

او که پس از خواهرش پوراندخت به سلطنت رسید، نتوانست همان درایت و محبوبیت را کسب کند. دوران کوتاه سلطنت او با شورش‌ها و نارضایتی‌های گسترده همراه بود که تاریخ‌نگاران آن را به ضعف مدیریت و تندخویی او نسبت داده‌اند.

توران‌دخت در میان نظامیان ساسانی به عنوان زنی بی‌ثبات شناخته می‌شد. بدنامی او در تاریخ ساسانی به عنوان نمادی از فروپاشی نهایی یک امپراتوری بزرگ ثبت شده است.

۸. قره‌العین (طاهره قرةالعین)

او یکی از جنجالی‌ترین زنان دوران قاجار است که به دلیل عقاید مذهبی و کشف حجاب در واقعه بدشت، از سوی جامعه سنتی و روحانیون آن زمان به شدت تکفیر و بدنام شد.

اگرچه برخی او را زنی شجاع و متفکر می‌دانند، اما در تاریخ رسمی و مذهبی ایران، او به عنوان یکی از چهره‌های فتنه‌انگیز یاد می‌شود. زندگی و مرگ او همچنان موضوع بحث‌های داغ تاریخی است.

۹. مریم فیروز (شاهزاده سرخ)

دختر شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما که به حزب توده پیوست. او به دلیل پشت کردن به طبقه اشرافی خود و فعالیت‌های سیاسی رادیکال، در میان خانواده‌های سلطنتی و مذهبیون به شدت بدنام شد.

او نمادی از زنانی بود که آرمان‌های سیاسی خود را بر پیوندهای خانوادگی مقدم شمردند. بدنامی او حاصل تقابل ایدئولوژی‌های چپ با ساختار سنتی قدرت در ایران بود.

۱۰. فخرالدوله (دختر ناصرالدین شاه)

او زنی بسیار باهوش و ثروتمند بود که به دلیل قدرت‌طلبی و رقابت با برادرانش، در تاریخ قاجار به عنوان زنی «مردصفت» و مکار شناخته شده است.

رضاشاه درباره او گفته بود: «قاجاریه یک مرد داشت و آن هم فخرالدوله بود.» این جمله نشان‌دهنده قدرت او و در عین حال ترسی است که در دل مردان زمانه ایجاد می‌کرد.

۱۱. فوزیه (همسر اول محمدرضا پهلوی)

او اگرچه بدنام به معنای اخلاقی نبود، اما در دربار ایران به عنوان زنی سرد و بی‌تفاوت شناخته می‌شد که نتوانست با فرهنگ ایرانی سازگار شود و در نهایت با جدایی‌اش، بحران دیپلماتیک ایجاد کرد.

بدنامی او در میان خانواده سلطنتی ایران به دلیل غرور و بی‌علاقگی‌اش به ایران بود. او همیشه به عنوان ملکه غریبه‌ای یاد می‌شود که قلب ایرانیان را به دست نیاورد.

۱۲. ملکه تیه (در روایت‌های اساطیری و نیمه تاریخی)

در برخی متون کهن، از زنانی یاد شده که با جادو و جنبل شاهان را از مسیر عدالت منحرف می‌کردند. تیه نمادی از این دست زنان است که زیبایی‌شان مایه ویرانی ملک می‌شد.

اگرچه وجود تاریخی او مورد بحث است، اما در ادبیات عامیانه، او زنی است که با عشوه و فریب، باعث سستی ارکان قدرت و شکست ارتش‌های بزرگ شده است.

۱۳. ملکه توران (همسر سوم رضاشاه)

او به دلیل ازدواج کوتاه و پرحاشیه‌اش با رضاشاه و شایعات مربوط به ناسازگاری‌اش با قوانین دربار، همواره در کانون توجه و گاه بدگویی‌های درباری بود.

او زنی تجددخواه بود که نمی‌توانست در چارچوب‌های خشک نظامی رضاشاه بگنجد. بدنامی او بیشتر حاصل تقابل دو شخصیت قدرتمند و ناسازگار در یک خانه بود.

۱۴. تاج‌الملوک آیرملو (همسر رضاشاه)

او به عنوان زنی با جذبه و گاه خشن شناخته می‌شد که نفوذ زیادی بر فرزندانش داشت. شایعات درباره دخالت‌های او در عزل و نصب‌های درباری و رفتارهای تندش با اطرافیان، او را به چهره‌ای جنجالی تبدیل کرد.

تاج‌الملوک در دوران محمدرضا شاه نیز قدرت خود را حفظ کرد و بسیاری از بحران‌های خانوادگی دربار پهلوی را به تحریکات او نسبت می‌دهند.

۱۵. فخرآفاق پارسا

او از پیشگامان جنبش زنان بود که به دلیل انتشار مجله «جهان زنان» و نقدهای تندش به وضعیت اجتماعی، از سوی متعصبین مذهبی مورد حمله قرار گرفت و به بدنامی متهم شد.

او بارها تبعید شد و خانه‌اش مورد هجوم قرار گرفت. بدنامی او در واقع هزینه شجاعتی بود که برای بیداری زنان ایرانی در دوران استبداد قاجار به خرج داد.

۱۶. ملک‌تاج نجم‌السلطنه (مادر دکتر مصدق)

اگرچه او زنی خیر و بنیان‌گذار بیمارستان نجمیه بود، اما در دوران خود به دلیل قدرت مالی فراوان و نفوذ سیاسی‌اش در دربار قاجار، مورد حسادت و بدگویی‌های فراوان قرار داشت.

او زنی بود که به تنهایی ثروت عظیم خود را مدیریت می‌کرد و در امور سیاسی دخالت داشت، امری که در آن زمان برای یک زن، نوعی هنجارشکنی و موجب بدنامی تلقی می‌شد.

۱۷. شمس پهلوی (خواهر بزرگتر محمدرضا شاه)

او به دلیل تغییر مذهب به مسیحیت و سبک زندگی بسیار مجلل و دور از انظار عمومی، در میان جامعه مذهبی ایران به شدت مورد انتقاد بود.

ساخت کاخ مروارید با هزینه‌های گزاف در دوران فقر عمومی، نام او را در لیست زنانی قرار داد که نسبت به دردهای جامعه بی‌تفاوت بودند.

۱۸. پری‌سگ‌لرز (از اوباش زن در دوران قاجار)

در گزارش‌های نظمیه دوران قاجار، از زنانی یاد شده که رهبری باندهای اوباش زنانه را بر عهده داشتند. او یکی از این چهره‌ها بود که با ایجاد آشوب در بازارها، نام خود را به عنوان زنی بدنام ثبت کرد.

این زنان نشان‌دهنده لایه‌های زیرین و تاریک جامعه شهری ایران در دوران گذار هستند که برای بقا به خشونت و بدنامی روی می‌وردند.

۱۹. عزت‌الدوله (خواهر ناصرالدین شاه و همسر امیرکبیر)

او اگرچه زنی وفادار بود، اما پس از قتل امیرکبیر و ازدواج‌های اجباری بعدی که برادرش بر او تحمیل کرد، در دربار به عنوان زنی «شوم» یا «تیره بخت» شناخته می‌شد که هر جا می‌رود مرگ و بدبختی به همراه می‌برد.

این نوع بدنامی حاصل خرافات درباری بود که زنی رنج‌دیده را به جای همدردی، مورد ملامت قرار می‌دادند.

۲۰. شکوه السلطنه (مادر مظفرالدین شاه)

او به دلیل دخالت‌های گسترده در امور مالی کشور و جمع‌آوری ثروت برای پسرش، در میان وزرا و درباریان به عنوان زنی طماع و مکار شهرت یافته بود.

بسیاری از نابسامانی‌های اقتصادی دوران ولیعهدی مظفرالدین شاه در تبریز را به نفوذ و زیاده‌خواهی‌های او نسبت می‌دهند.

۲۱. فرح دیبا (آخرین ملکه ایران)

اگرچه او فعالیت‌های فرهنگی گسترده‌ای داشت، اما در جریان انقلاب ۱۳۵۷، به عنوان نمادی از تجمل‌گرایی و دوری از ارزش‌های اسلامی و سنتی، در میان انقلابیون به شدت بدنام شد.

برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله که او نقش محوری در آن داشت، از نگاه منتقدان به عنوان دهن‌کجی به فقر مردم تعبیر شد و نام او را در لیست چهره‌های منفور آن دوران قرار داد.

بخش دوم: قدرتمندترین زنان تاریخ ایران

در مقابل چهره‌های جنجالی، زنان بسیاری در تاریخ ایران بوده‌اند که با قدرت، شجاعت و تدبیر خود، نام ایران را در جهان بلندآوازه کرده‌اند. این زنان ستون‌های استوار تمدن ما هستند.

۱. آتوسا (بانوی بانوان هخامنشی)

آتوسا، دختر کوروش کبیر و همسر داریوش بزرگ، یکی از مقتدرترین زنان تاریخ باستان است. او نقش کلیدی در تعیین جانشین داریوش و به قدرت رسیدن خشایارشا داشت.

او زنی باسواد و با نفوذ بود که بر امورات داخلی امپراتوری نظارت داشت. هرودوت از او به عنوان زنی یاد می‌کند که قدرت واقعی را در پشت تخت پادشاهی در دست داشت.

۲. آرتمیس (نخستین زن دریاسالار جهان)

آرتمیس، فرمانروای کاریا، در نبرد سالامیس فرماندهی بخشی از ناوگان ایران را بر عهده داشت. شجاعت او به قدری بود که خشایارشا گفت: «مردان من زن شدند و زنان من مرد.»

او تنها فرماندهی بود که به شاه توصیه کرد وارد نبرد دریایی نشود. درایت و شجاعت او، آرتمیس را به نمادی از قدرت نظامی زنان ایرانی در طول تاریخ تبدیل کرده است.

۳. یوتاب (سردار دلیر پارسی)

یوتاب خواهر آریوبرزن بود که در نبرد با اسکندر مقدونی، تا آخرین قطره خون در کنار برادرش جنگید. او نماد مقاومت و میهن‌پرستی زن ایرانی در برابر بیگانه است.

شجاعت یوتاب در تنگه تکاب، یکی از درخشان‌ترین صفحات تاریخ نظامی ایران است. او نشان داد که در راه دفاع از خاک، هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد.

۴. پوراندخت (نخستین ملکه ساسانی)

او در دورانی که امپراتوری ساسانی در هرج و مرج بود، به تخت سلطنت نشست. پوراندخت با تدبیر خود سعی کرد صلح را برقرار کرده و عدالت را به جامعه بازگرداند.

او شعار خود را «عدالت برای همه» قرار داد. اگرچه دوران سلطنتش کوتاه بود، اما به عنوان زنی که در سخت‌ترین شرایط، مسئولیت رهبری یک امپراتوری بزرگ را پذیرفت، همواره ستایش شده است.

۵. بی بی مریم بختیاری (سردار مریم)

در تاریخ معاصر، بی بی مریم بختیاری یکی از برجسته‌ترین زنان مبارز مشروطه است. او با تشکیل قوای نظامی، در فتح تهران نقش مهمی ایفا کرد و علیه استعمار انگلیس جنگید.

او زنی باسواد، سخنور و جنگجو بود که خانه خود را به پناهگاهی برای آزادی‌خواهان تبدیل کرده بود. سردار مریم نماد قدرت زنان ایلیاتی در تحولات سیاسی کلان کشور است.

۶. زینب پاشا (قهرمان تبریز)

زینب پاشا (قهرمان تبریز)

زینب پاشا زنی از طبقه پایین جامعه تبریز بود که در جریان نهضت تنباکو و قحطی‌های دوران قاجار، رهبری قیام زنان را بر عهده گرفت و انبار غله محتکران را گشود.

او با چادری که به کمر بسته بود و سلاحی که در دست داشت، به نماد عدالت‌خواهی توده‌های مردم تبدیل شد. زینب پاشا ثابت کرد که قدرت واقعی در دست مردم و زنان شجاع است.

۷. مهرانگیز دولتشاهی (اولین سفیر زن ایران)

در دوران پهلوی، مهرانگیز دولتشاهی با فعالیت‌های گسترده در حوزه حقوق زنان، توانست به مقام سفارت برسد و راه را برای حضور زنان در عرصه‌های دیپلماتیک هموار کند.

او یکی از نویسندگان اصلی قانون حمایت از خانواده بود که حقوق بسیاری را برای زنان ایرانی به رسمیت شناخت. تلاش‌های او در عرصه بین‌المللی، چهره‌ای متمدن از زن ایرانی به جهان نشان داد.

۸. رابعه قزداری (مادر شعر فارسی)

او اولین زن شاعر پارسی‌گوی است که با اشعار سوزناک و ایستادگی در برابر سنت‌های سخت‌گیرانه زمانه، جان خود را در راه عشق و هنر فدا کرد. رابعه نماد قدرت قلم زن ایرانی است.

داستان زندگی او که به دستور برادرش به قتل رسید، نشان‌دهنده هزینه‌ای است که زنان قدرتمند و هنرمند در طول تاریخ برای ابراز وجود پرداخته‌اند.

۹. بی‌بی‌خانم استرآبادی

بی‌بی‌خانم استرآبادی

نویسنده کتاب «معایب الرجال» که در پاسخ به کتاب توهین‌آمیز «تأدیب النسوان» نوشته شد. او با زبانی طنز و گزنده، به نقد رفتارهای مردان زمانه خود پرداخت و اولین مدرسه دخترانه را بنیان نهاد.

او زنی بود که قدرت کلام را برای دفاع از حقوق هم‌جنسانش به کار گرفت و در برابر توهین‌های جنسیتی ایستادگی کرد.

۱۰. قمرالملوک وزیری

قمرالملوک وزیری

او اولین زنی بود که بدون حجاب بر روی صحنه رفت و آواز خواند. قمر نه تنها یک هنرمند، بلکه یک فعال اجتماعی بود که تمام درآمدهای خود را صرف فقرا می‌کرد.

قدرت او در شکستن سدهای سنت و هنر بی‌نظیرش، او را به ملکه آواز ایران تبدیل کرد. او نشان داد که هنر می‌تواند قدرتمندترین ابزار برای تغییرات اجتماعی باشد.

حقایق جالب و آمارهای تاریخی

  • حقایق جالب: در دوران هخامنشی، زنان نه تنها حقوق برابر با مردان دریافت می‌کردند، بلکه مرخصی زایمان و بیمه نیز داشتند. این سطح از پیشرفت اجتماعی در ۲۵۰۰ سال پیش بی‌نظیر است.
  • آمار: در نبرد سالامیس، آرتمیس فرماندهی ۵ کشتی جنگی را بر عهده داشت که به گفته هرودوت، بهترین و کارآمدترین کشتی‌های ناوگان ایران بودند.
  • نکته: پوراندخت ساسانی اولین زنی بود که در ایران سکه به نام خود ضرب کرد، که نشان‌دهنده استقلال کامل قدرت اوست.

تحلیل عمیق: چرا برخی زنان بدنام شدند؟

اگر به لیست ۲۱ زن بدنام نگاهی بیندازیم، متوجه یک الگوی مشترک می‌شویم. اکثر این زنان در دوران‌هایی زندگی می‌کردند که قدرت گرفتن یک زن، تهدیدی برای نظم موجود محسوب می‌شد. به عنوان مثال، مهدعلیا اگرچه در قتل امیرکبیر مقصر بود، اما بسیاری از اتهامات اخلاقی علیه او توسط مورخانی نوشته شده که با قدرت گرفتن زنان مخالف بودند.

این تحلیل عمیق نشان می‌دهد که بسیاری از القاب بدنامی، در واقع ابزارهای کنترلی بوده‌اند تا زنان را از دایره قدرت خارج کنند. زنانی که نمی‌خواستند «مطیع» باشند، برچسب «بدنام» می‌خوردند. از سوی دیگر، زنان قدرتمند واقعی ایران کسانی بودند که توانستند از این برچسب‌ها عبور کنند و تاثیر ماندگاری بر جامعه بگذارند. آن‌ها نه با دسیسه، بلکه با دانش، شجاعت و ایثار، جایگاه خود را در قلب تاریخ حک کردند.

بسیاری از این زنان، قربانی «ترور شخصیت» شدند تا قدرت سیاسی‌شان محدود شود. در تاریخ ایران، بدنامی اغلب ابزاری بوده است برای خارج کردن زنان تاثیرگذار از صحنه رقابت.

نتیجه‌گیری: بازخوانی هویت زن ایرانی

بررسی زندگی ۲۱ بدنام‌ترین زنان تاریخ ایران در کنار قدرتمندترین شیرزنان این مرز و بوم، به ما می‌آموزد که قدرت همواره با مسئولیت و قضاوت همراه است. زن ایرانی در طول تاریخ، هرگز منفعل نبوده است؛ او یا در میانه میدان جنگیده، یا در تالارهای قصر سیاست‌ورزی کرده و یا در کوچه‌های شهر برای عدالت فریاد زده است.

تفاوت میان «بدنامی» و «شکوه» اغلب در هدفی است که این زنان دنبال می‌کردند. زنانی که قدرت خود را در راه اعتلای میهن و عدالت به کار گرفتند، جاودانه شدند و کسانی که در دام دسیسه و منافع شخصی افتادند، با صفت بدنامی در یادها ماندند. اما فراتر از این قضاوت‌ها، آنچه اهمیت دارد، حضور مستمر و تاثیرگذار زن در تار و پود تاریخ ایران است.

امروز، با شناخت این الگوها، بر ماست که با نگاهی نقادانه و به دور از تعصب، تاریخ خود را بازخوانی کنیم. این شناخت به ما کمک می‌کند تا جایگاه واقعی زن ایرانی را در دنیای امروز بهتر درک کرده و برای ساختن آینده‌ای که در آن قدرت و اخلاق در کنار هم قرار می‌گیرند، تلاش کنیم. بیایید با الهام از شجاعت آرتمیس و تدبیر پوراندخت، مسیری نو برای نسل‌های آینده ترسیم کنیم.

link
تاریخ ایرانزنانمشاهیر

مفید برای شما …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

آوریل 2026
ش ی د س چ پ ج
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  
keyboard_arrow_up